ADD ANYTHING HERE OR JUST REMOVE IT…

تماس با ما

۷

شهریور

فقط برای خنده

مخ…تارِ بصیر

ساعت ده صبح شده ، بساط حاضری روی روزنامه ای بعنوان سفره چیده شده است. مخ…تار و همکاران دست و رو شسته و کنارِ سفرۀ روزنامه‌ای نشستند و مشغول خوردن شدند. مخ…تار حسِ بینایی‌اش را دو قسمت کرد. قسمتی را برای خوردن گذاشت و قسمت دیگر را برای نگاه کردن به روزنامه . یهو مخش تیر کشید و به بغل دستی‌اش گفت: مِنه بو بِشم، اَرین عکسشون ، عکس آدمهای زنده هَسّنّه؟! بغل دستی نگاهی به روزنامه کرد و عکس شخصیت‌های روزِ دنیای سیاست را در آن دید. بنابراین جواب داد: بله ،صاحبِ عکس‌های این روزنامه  ، همه شان زنده‌ا‌ند.

 

مخ…تار با بصیرت مختص به خودش نگاهی دوباره به روزنامه انداخت و کمی مکث، سپس لب و لوچه اش را کج کرد و لقمه‌اش را نزدیک دهانش به انتظار بلعیدن گذاشت و گفت: اِهه ! اگه زنده هَسّنّه ، پس چَر نفس نَکِشِنّه؟! 

By: بهروز شمس‌پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فيسبوک اینستاگرام تلگرام