ADD ANYTHING HERE OR JUST REMOVE IT…

تماس با ما

۷

شهریور

ایلت یا الت چرا؟

ایلت یا الت چرا؟
تغییر شکل یافتن نامواژه های مناطق در گذر زمان همواره اجتناب ناپذیر بوده واین نامها بدلایل عدیده ازجمله در راستای تلخیص و یا تبدیل برخی حروف بر اساس قواعد زبانی، وبطور کلی برای تلفظ آسانتر دستخوش دگرگونی شدند ، برای مثال واژه پتشخوارگر (نام باستانی مازندران وگیلان و سمنان وطالقان و…) صدها سال بعد به فرشوادگر تبدیل شده بود.البته نام الت یا ایلت در راستای مدرنیته سازی و تبعات آن و فارسی سازی نامها با کمی بی احتیاتی به الیت تبدیل شده و مورد اقبال قشر جوان و تحصیلکرده  قرار گرفته است و امروزه جز پا به سن گذاشته ها که همچنان الت تلفظ میکنند همه میانسالان و جوانان  و البته غیربومیها آنرا به الیت میشناسند.

بکارگیری این واژه بنا بهر دلیلی که شهره گشته ، به لحاظ روان چرخیدن در زبان و ریشه دواندن در اسناد و مکاتبات رسمی و اقبال عمومی  منطقی است اما وقتی پای تجسس و ریشه شناسی و تحقیق بمیان آید ، بازشناسی اینکه کدام نامواژه در چرخه این پروژه مورد مداقه قرار گیرد اهمیت بسزائی دارد تا در همان گام اول در تعریف و وجه تسمیه به بیراهه نرویم. در این راستا حافظه باشندگان کهنسالتر و تحلیلهای صاحب نظران و البته اسناد مکتوب پیشینیان  و کتب تاریخی بهترین پشتوانه حقیقت یابی می باشند، ازجمله این اسناد  سنگ قبرهای موجود در مزار قدیمی پی کوت میباشد که هم سنگها بومی اند و هم دستخط هنرمندانه بر سینه سنگها که امروزه ّبه مثابه کتیبه هائی گویا و گرانبها راه مینمایند.
طی یک پیمایش ساده بر مزار فوق خواهیم دید که بلا استثنا همه این سنگنوشته های بومی  کلمه ایلتی را بدنبال اسامی در گذشتگان به ثبت رساندند و حتا یک مورد پیدا نشده نویسنده نام ایلت را به گونه ای دیگر نگاشته باشد، این برخاک خفتگان تا قواره پدر و پدربزرگ از ما فاصله ندارند. همچنین بدلیل عدم دسترسی این حقیر به اسناد مکتوب و نوشتاری قدیم ، با استمداد شفاهی از دوست فرهیخته  وهنرمندآقای فیروز اسفندیاری  اذعان داشتند که در اسناد فوق هموار از واژه الت والتج استفاده گردیده است. اینکه ایلت در محاورات به الت مبدل شده باشد دور از ذهن نیست. لذا بدیهی است تا مدارک محکمتری از پیشینه ارائه نگردد دو واژه فوق به  نظر این حقیر با واقعیت نردیکتر است. وجه تسمیه و بالطبع تعریف ایلت یا الت  را از این منظر راهی دیگر است و فرضیه هائی بسیار و محتمل.

اسکندر میردار

لطفا به این تصاویر با دقت نگاه کنید

این تصاویر در دو سال پیش در مطلب پی کوت با سنگهای قلبی منتشر شده بود

1

13 11 12 3

 

 

 

 

۲۰ نظر در “ایلت یا الت چرا؟

  1. میردار گفت:

    خیلی جالب بود عمو اسکندر*حالاهمه این سنگ نوشته کار کی هست * ممنون می شم استاد اگه جواب بدید*

  2. اسکندرمیردار گفت:

    عموی عزیز کاشکی اسم شما را هم میدانستم شما لطف دارید من استاد نیستم لطفا مرا شرمنده اساتید محترم که سزاوار این عنوان میباشند نسازید. هنرمندان چیره دست این سنگنوشته ها را قبلا در نوشتاری تحت عنوان (پی کوت وقلبهای سنگی )به مقدار بضاعت و آگاهی خود معرفی کردم .حداقل میدانم که اکثر این سنگنوشته های بسیار زیبا از آثار هنرمندانه مرحوم درویش شیرافکن میردار و هنرمند مرحوم حاجی ربیع توپاابراهیمی میباشند براستی که دست مریزاد به این کار هنرمندانه و سترگ .روحشان شاد

  3. م.ت.ا گفت:

    حکایت: چنین گویند که آموز گاری از آموزش گران شیوه ی جدید نظام آموزشی را در رو ستایی دور دست شغل آموزش گری از نوع اکابرش به قرار مقرر گردید .عشق به تجدد و تحول، هنر کار آمد معلم را چنان کار ساز گردانید که پس از گذشت ماهی چند درب دکان آ میرزای محله را تخته کرد .او که دیدار با معلم و مدرسه را تحریم نموده بود سر انجام به این فکر افتاد تا سری به آموزشگاه زده از نزدیک با شیوه ی کار آشناگردد که شاید با بدل کاری بتواند چاره ای بیندیشد و بازار رمل و اسطرلاب خود را دگر باره رو نقی بدهد .ایشان وقتی وارد کلاس شدند که آموز گار بخت برگشته خرف «م=میم»را درس می گفت و کلمه ی مصداق را با نام واژه ی مار و با خروف بر تخته نقش بسته بود .او نکته ضعف را یافت و بیدرنگ شکل ماری را بر تخته رسم نمود وخطاب به متعلَمین گفت ای فریب خوردگان کلاهتان را قاضی کنید و خود بگویبید:مار کدام است ؟این که من رسم کردم یا آنکه آموزگارتان مرقوم فرمودند ؟… ضرب المثلی گیلکی می گوید :«من منِِ قربان» لطفا کف بزنید !هورا بکشید !از نوشابه هایی که قبلا باز شده بنوشید و بنو شانید چرا که به موجب اصل آسان گرایی در زبان می توان بر پاهای اسبان چموش هم نعل بست حال اگر وارونه هم بود چه عیبی دارد اصل قضیه آن است که نعل بند هرطور شده بتواند نعل و پا را به هم به قول قدیمی ها «میجه کند».
    نتیجه :لطفا یک عکسی هم از سنگ قبر مرحوم گالیلو گالیله می گرفتید !در حالی که با انگشتان دست می نوشت زمین پهن است اما متقلب نابکار با انگشت پایش می نوشت :«همچنان زمین گرد است».امان از این پا که حکم دست را فر مان نمی برد و متوجه نیست که حکم چون و چرا بردار نیست .

  4. مهم گفت:

    م.ت.ا عزیز در یکی از مجموعه طنز‌های مخ…تار نوشته آقای بهروز شمس‌پور در وب باز هوای وطنم ناتر ، مخ…تار وقتی به تهران می رود فکر کرد تمام دنیا را ” پ ” زد . عزیزم فکر کنم شما کمی تا قسمتی مخ…تار شدید. علم وسیع است و در هر مبحثی یک دنیاست. در ضمن آن حکایتی که تعریف کردید در فیلم ” صمد به مدرسه می رود ” که جدیداً از شبکه ماهواره پخش شد بود. راستی بهتر نیست شما هم همراه صمد به مدرسه برید تا با اصطلاحات ” فرضیه ، کاووش علمی و راز داری و حتی نعل‌زدن” را یاد بگیرید .

  5. سيزده گفت:

    ببینید جناب آقای میردار یا آقایان میردار هر طرح نظر فرضیه تحقیق اکتشافی که دارید لطفا به نتیجه برسانید با سند ومدرک و بعد در سایتها انتشار دهید این فرضیه ها ساخت ذهن شماست وشاید هم درست باشد اما سوالم از مدیر سایت است این است که ایا مطالبی که ارسال میشود بررسی می شود چه کسی بررسی میکند یا کلا این سایت هر کس هر مطلبی را با تجزیه تحلیل خودش بفرستد شما مشکلی ندارید .مثلا مطلبی درباره تاریخ روستایی هریجان یا میردارهای ساکن الیت یا علت مهاجرت انها به الیت.اولا مدیر سایت کمی کم کاری میکنید این طایفه بازی ها را به کنار بگذارید اگر واقعا به دنبال حقیقت وتاریخ هستید ثانیا آقای میردار عزیز ما در الت انسانهای تحصیل کرده با سواد وتاریخدان و ریش سفید دنیا دیده کم نداریم می توانید اگر غرورتون اجازه میدهد فرضیات یا کاوشهایتان یا….. با انها مطرح کنید ونظرات انها را هم بدانید و سپس انتشار دهید هر چند خود می دانید که هر مطلبی بدهید مدیر سایت محترم بدون درنگ مطلبتان را چاپ میکند .

  6. سيزده گفت:

    مدیریت محترم سایت شما نسبت به مطالبی که منتشر می کنید باید جوابگو باشید.کار شما کاری فرهنگیست در دیار ما هم کم نیستند انسانهای فرهیخته فرهنگی از کدامیک از انها مشورت گرفته اید یا می گیرید. اصلا مطالبی که منتشر می کنید چه کسی بررسی می کند .اساسا به صرف اینکه نویسنده مورد قبول شما است(البته ما هم نسبت به آقای اسکندر میردار ارادت داریم) پس هر مطلبی ارسال کردند شما باید منتشر کنید.البته شاید من کمی تند رفتم و زود قضاوت کردم.به هر روی از مدیر درخواست دارم که توضیح مختصری در مورد اینکه مطالب دریافتی را چگونه و توسط چه کسانی بررسی می کنید وسپس منتشر می کنید بیان کنند.

    الیت همیشه الیت هست و خواهد بود

  7. كيادليري از كرج گفت:

    چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
    من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
    شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
    کی بود باز که شوری به چمن در فکنم؟
    همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
    آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم
    با احترام به همه سروران معزز فکر می کنم این بحثها کمی لوث گردیده و از حد خارج شده است
    ای فلانی دوسه خطی بنویس
    ساده تر رنگی تر
    درپی قافیه و واژه مباش
    سوژه امروزی
    بگذر از دلسوزی
    …..
    می شود دربه در واژه بازار نبود
    می توان تقدیم کرد
    و پشیزی به پشیزی نفروخت
    می توان عشق به آنها آموخت
    ارادتمند همه دوستان ایلتی، التی و یا الیتی ….

  8. اسکندرمیردار گفت:

    دراین مورد رابینو جهانگرد اروپائی در حدود دو قرن پیش نیز از این (زیبای آرمیده در تختگاه ایر) نیز با املای ایلت در سفرنامه خویش یاد کرده است.
    یکی از ویژگیهای کم نظیر طبیعت الت ودلیر چین خوردگیها و شیارهای مابین در دامنه جنوبی کوه(ایر)از دربند (سی) تا ولیردره بطور متوالی و منظم میباشد که پیشینیان ما برای یالها(سی)وشیارهای دره ای(نو)نامهائی عمدتا براساس خصوصیات بارز و طبیعی آنها بکار بردند درمورد دره هامانند (پلت بن نو)یا گوشواره نو یا کرگزنه نو که نشانگر وجود بارزتر نوعی خاص از پوشش گیاهی وجنگلی هرکدام میباشد و کلا در همه موارد با استفاده از نو بعنوان دره ،بیشتر اسامی مبتنی بر ویژگیهای طبیعی آنها بوده اما سه دره منتهی به محل اسامی خود را از عنصری مشهور در مجاورت خویش بهره گرفته اند مانند چتردره و ولیر دره و دلیردره ،که اولی و سومی عنصر معرفه شان مبرهن است اما ولیر دره را اگر براین سیاق فرض کنیم باید در جستجوی ولیر یا چیزی شبیه آن باشیم شاید نام کاهیریا کوه ایر هم در بالا ی این دره نیز قابل تامل باشد .موارد فوق شاید برای جویندگان و پژوهشگران مفید واقع گردد ،این آرزوی این حقیر است باقی بقول میرظهیرالدین مرعشی مورخ نامدار طبرستان وگیلان والله و اعلم….

  9. م.ت.ا گفت:

    از کرامات شیخ ما این بود شیره را خورد و گفت شیرین بود…
    شیخ مارا گفتند:ولیردره را چه دیدی در احوال کواکب از ثوابت و سیارات؟پس بفرمود:حصنی حصین بودی در میان دره ای تنگبر و بس عجیب در اذلیت، در دیار ایلَت که نیکوتر جاییست در جهان(بر سنگ گور ها چنین نگاشته کردندی )چرا که قول زنده هارا جز شیخنا هیچ اعتباری نباشندی. این حصن حصین را که اولیا ال..،ابن اسفندیار و میر ظهیر الدین !؟قلعه نامیدندی در یک وجب جا بگنجیدی و لشکری در خود پناه دادی ،این قضیت را مستر رابینو از دیار بریتانی که خورشید ذر قلمروش سر در چاه ظلمات فرو نبردی گواهی فرمودی. شیخنا گردونه ی سخن که درمیدان «شتل گب»چنین به جولان درآوردی ،مریدان از«مهم است تا مهم نیست»جملگی از کرامات او جال از انقباض به انبساط رسانیدندی وچون نره شیران و پیلان مست غریدی و پیوسته صیحه همی بر آوردی وپیوسته همی خواندندی:
    از کرامات شقخ ما چه عجب پنجه را گشود و گفت یه وجب
    و بدین گونه، از هیبت جملگی مخالفان ماست ها را چون زاگالشان در کیسه کردی و دست در میان «تلم دار»بردندی تا بلکه چرب گردندی که بر فرق بمالیدندی تا مویی بر آیدندی اما «تلم دار »از هیمنه ی غرش مریدان تِرَک بر داشتی و چربش دود گردیدندی …پس شیخ چون احوال بدیندی فراوان از نعره ی مریدان انبساط حاصل فرمودندی و بر متالک و تفاهش آنان هلهله از حود در وکردندی و دف زدی و دست بجنبانیدی به سماع که نه استغفرال…بل هرکاتی موزون که شیخنا مُد گردانیدندی.در اینجا شیخنا به اعجاز باری دگر «کرگیلی »فرموده دره ی «کل گزنه ی نو»را به «کر گزنه »نامی فرمودندی زیرا «کل »را کر و گزنه را همان گزنا پنداشتندی .از شیخ پرسیدندی که این مهم چگونه بر آمدی در جواب گفتندی به «برهان قاطع» و البته در این تغییر از میر ظهیرالدین و…استعلام کردندی. مریدان دگر باره فریاد ها برآوردندی !هلهله ها کردندی نفس کش ها طلبیدندی تا جملگی مد هوش گشتندی …
    فرهنگ نامه:
    متالک:جمیع متلک ها
    تفاحش بر وزن توحش:جمع فحش ها
    هل هله:هرکس مخالف بود هلش خواهیم داد
    کر گزنه:گزنه ی کر.این نوع گزنه به دلیل ناشنوا بودن مهربانی پیشه کرده کسی را نمی گزد
    ایلَت: ایل لت پار شده و یک سره به مزار رفته!…

  10. محمدی گفت:

    با سلام خدمت اساتید بزرگوار
    محقق،پژوهشگر،روزنامه نگار …….
    شکر خدا این همه القاب را دوستان با خود حمل میکنند و در صفحه های متعدد در وب سایتهای منطقه قلم میزنند و به خود میبالند
    ولی دریغ از یک جو دانش
    متاسفم در وهله اول برای وب سایت دهکده الیت که این مطالب هجو را منتشر میکند
    دوم برای خودم و امثال خود که پیشکسوتان ما نه تخقیق میدانند نه نقد میدانند
    دوستان اگر حرف زدن بلد نیستیم حرف نزدن که بلدیم

  11. elit گفت:

    آقای محمدی که ظاهرا باید همان م . ت . ا باشد لطفا از خودت تعریف نکن

  12. مهم گفت:

    م.ت.ا جان! هیچ ” آگاه شدنی” بدون “درد ” نیست …

  13. كيادليري از كرج گفت:

    خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است…
    دوستان مدیریت سایت شکر خدا از هم محلیهای شما می باشد؛ البته اگر این موضوع را هم کالبد شکافی نکنید و انگ غیر الیتی و طایفه میردار بودن و غیره را وصله ننمایید.
    دوستان بیننده سایت حکایت املای ننوشته و غلط نداشته را حتما شنیده اید
    اگر جناب منصوری مطالب دوستان را درج ننماید متهم به سانسور و سلیقه گرایی می شود و اگر نظرات دوستان را درج می کند متهم به درج هجو و غیره
    حقیقتا شایسته نیست اینگونه برهم بتازیم و بنده که از بییندگان و خوانندگان به روز سایت هستم فکر نکنم از ایجاد سایت و به روز رسانی آن چیزی عاید مدیریت سایت گردد جز آنکه به عشق الیت این کار را انجام می دهد و متاسفانه نه تنها چیزی عاید ایشان نشد بلکه مورد بی مهری دوستان نیز قرار گرفته.
    بنده کوچکتر از آن هستم در ارتباط با نظران فنی بزرگوران چیزی عرض کنم و لی گاها کلامها سنگین و شاید برخی بییندگان به خاطر شناخت افراد تاب بر نیاورند و آزرده خاطر شوند و این هم از بد ماست.
    امیدوارم دوستان عزیز بنده را نیز متهم به خود منصوری و غیره ننمایند.
    ارادتمند و خاک پای همه فرزندان کوهستان

  14. اسکندرمیردار گفت:

    !!!!!!! دن کیشوت !!!!! اینبار کاریکاتور!!!!!! شگفتا هنر تاریخ !!!!!

  15. م.ت.ا گفت:

    از کرامات شیخ ما چه عجب یهودا ببین که گفت «شِتِلِ گب»

  16. سینا توپااسفندیاری گفت:

    {سیزده}
    مجبور به بازدید سایت نیستی
    چند بار توضیح خواستی جوابگو نبودند
    جای تشکر از زحمات مدیر میگی با کی مشورت میکنه.
    شما به خودت زحمت بده مطالبی ارزشمند در این راستا جمع آوری کن ببین چه زحمتی داره
    معنی اسم مستعارتم شخصیت خودتونو نشون میده
    از دوستان عزیز عذر خواهی می کنم

  17. سيزده گفت:

    سلام

    من سوالی در ذهن داشتم و پرسیدم و جوابی داده نشد اما جناب سینا این متن شما نشان از نا پختگی و …..دارد.من از مدیریت سایت و فرهنگی مردان این دیار انتظار داشتم که خود جوابی به جناب نیم پز ما میدادند.وقتی بزرگان فرهنگتان(گُنه دِیَ) به هم می پرند این جناب نیم پز ما هم بزرگی را در بی ادبی می یابد.

    پیش ارباب خرد مایه ایمان ادب است لاجرم پیشه مردان سخندان ادب است
    بى«ادب» را به سماوات بقا منزل نیست در سماوات بقا منزل مردان ادب است
    دامن عقل و ادب گیر که در راه یقین بر سر گنج وجود تو نگهبانْ ادب است
    آدمی زاده اگر بى ادب است آدم نیست فرق در جنس بنى آدم و حیوان ادب است

    الزاما خوانندگان این سایت الیتی نیستند پس کمی ادب را رعایت کنید.
    بدرود.

  18. اسکندرمیردار گفت:

    سیزده عزیز با پوزش از اینکه آقا و خانم بودن شما را نمیدام تا حداقل شفافیت را در هویت شما عنوان میساختیم از جمله آخر شما بنالم که با اشعار میانه تان سنخیتی ندارد که با این کلام احتمالا بی منظورتان تنها غیر الیتی ها را مستحق ادب دانستی و حداقل به اندازه نیم پز که نه یکهزارم پز هم شهامت گفتگو با شخصیت حقیقی را نداری تا کلام به باد نسپاریم و حرمت شخصیت حقیقی را نگاه داریم ،پاسخ به باد غباری است کور ،چهره بنما که انسانم آرزوست

  19. سيزده گفت:

    تعصب چشم را بر دیدن واقعیت می بندد .شما بهتر است از پرداختن به حاشیه به اصل بپردازید.مورد انتقاد من در کامنت های گذشته همین بود .تعصب عاملی محدود کننده است.اما جمله اخر کامنت قبلی من .خوب همه در حد شما تسلط به زبان فارسی و ادبیات که ندارند.و قرار ندادن علایم نگارشی شاید دلیل این شد که شما جمله اخر مرا به شیوه ای دیگر تفسیر کنیدتا از حس تعصب دوستان را بر انگیزید.شاید هم من نا مفهوم نگارش کردم.برای روشن شدن دوستان من عرض کردم چون ممکن است افراد دیگری غیر از الیتی های عزیز از این سایت دیدن کنند رعایت کمی ادب در مکالمه بهتر است.و درباره فاش ساختن هویت باز هم به حاشیه پرداختید اگر حرف منطقی ودرست بود باید پذیرفت چه مرد چه زن چه کودک .چرا اینطور فکر می کنید همه باید از هم تعریف کنیم چرا انتقاد را بر نمی تابیم

  20. سيزده گفت:

    کنایه ارایه زیبایی در ادبیات است اما شما خوب استفاده نکردید پیشنهاد میکنم چند بار کامنت خود را مطالعه کنید .من هویت با معلوم حضور دارم اما شما با هویت حقیقی حضور دارید .به این طریق که شما می روید ممکن است دوستان که از شما در ذهن خود یک روشن فکر یک انسان قابل اتکا و تحصیل کرده ساخته اند از شما و امثال شما نا امید گردند پس یک لطفی در حق خود و دیگرانی چون خود بکنید .ودر نوشتارهایتان دقت بیشتر فرمایید چون انتظار از قلم زدن های شما بیشتر است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فيسبوک اینستاگرام تلگرام