بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمان گذشته دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود.
برگزاری چهارشنبه سوری، که در همهً شهرها و روستاهای ایران سراغ داریم، بدین صورت است که شب آخرین چهارشنبه ی سال ( یعنی نزدیک غروب آفتاب روز سه شنبه )، پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و غیره را که از پیش فراهم کرده اند روی زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در هفت “گله” کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :
زردی من از تو ، سرخی تو از من
غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا
یک نظر در “چهارشنبه سوری”
اسماعیل جان سلام
پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید باستانی را به شما و خانواده محترم تان تبریک می گویم.
آنچه شما آنرا جنگ و دعوا دیدید ثمره سختگیری های اوایل پیروزی انقلاب اسلامی است که بعضی از مسئولان نظام انرا را نشانه آتش پرستی می دانستند و این باعث شد نوحوانان و جوانان ترقه هایی را که در کمترین زمان منفجر می شود و خودشان می توانند از معرکه فرار کنند تهیه کنند و امروزه متأسفانه به این حال و روز افتاد.
ما می توانیم با علم کردن هفت گُله کوچک با کاه که در شمال فراوان است و پریدن از روی آن از پیر تا کودک و گفتن زردی من از تو ، سرخی تو از من ، کم کم این جشن با شکوه را احیا کنیم. موفق باشید.