ADD ANYTHING HERE OR JUST REMOVE IT…

تماس با ما

۸

شهریور

اولین تظاهرات چالوس

اولین تظاهرات چالوس

عکس شهدای ناتر را نگاه می‌کردم که به یاد خاطراتم با شهید مظاهر افتادم.خاطراتی متفاوت‌تر از همه خاطرات. خاطراتم از بازی‌ها، شیطنت‌ها ، تیپ زدن‌ها ، رفتن به سربازی و … دوره کودکی و نوجوانی نیست. خاطراتم از شور و عشق جوانی‌ست .

شهر چالوس مانند همه شهرهای ایران برای سست کردن بنیاد پهلوی پیش‌قراول‌هایی داشت.افرادی مثل مرحوم اسفندیاری، آقای طاهایی(استاندار فعلی)، شهدا ایوب معادی، هرج‌پور ، خلج و … بجز مرحوم اسفندیاری که بیشتر فعالیتش زمان مصدق بوده ، بقیه افراد نسبت به  سن وسال‌شان با نهضت امام خمینی(ره) همراه شدند. که عموماً فعالیت‌شان در دانشگاه‌های محل تحصیل بوده است، وبه چه  طریقی اسم‌شان سر زبان‌ها بود و ما می‌شنیدم ، نمی‌دانم. این اعتراض‌ها به توده مردم رسید. چالوس که شهری کوچک ، گردشگاهی بود و کم تحصیل‌کرده داشت، دیرتر به نهضت پیوست. اواسط پاییز سال 1357 بود.به اتفاق دوست همکلاسی‌ام”صابر طاهرنژاد” حول وحوش ژاندارمری (کلانتری 12 ) قدم می‌زدیم. ناگهان 6 یا 7 نفر از جوانان هم سن و سال خودم با شعار الله‌اکبر    خمینی رهبر بیرون آمدند. ما هم که بعد از جنایت سال 1356 شاه در تبریز  کم‌کم به سمت نهضت کشیده شده بودیم ، به آن جوانان غیور پیوستیم. تظاهرات از پیاده‌رو با فزونی تظاهر‌کنندگان به خیابان کشیده شد. شعار همان شعار

“الله‌اکبر خمینی رهبر” بود. پلیس دخالت می‌کند و از تظاهر کنندگان می‌خواهد متفرق شوند. کسی گوشش بدهکار نیست. پلیس ما را به داخل خیابان دوستگر هدایت می‌کند . به ایستگاه فعلی پری‌آباد می‌رسیم. ماشین‌های پلیس و آتش‌نشانی ما را احاطه می‌کنند و مرتب از ما می‌خواهند متفرق شویم.

ما جراًت بیشتری پیدا می‌کنیم. در این حال وهوا چشمم به جمال هم‌ولایتی‌هایم شهید مظاهر ، زنده یاد غضنفر و سیروس (بهروز) روشن می‌شود. در آن هیاهو با هم خوش و بش می‌کنیم . و دستانمان را بهم گره می‌زنیم  و می‌گوییم با هم شهید شویم . پلیس بدون خونریزی بظاهر موفق می‌شود ،غائله را خاموش کند . آنها نمی‌دانستند این تظاهرات که در آخر حدود 300 نفر شدیم به تظاهرات 100 هزار نفری در شهری کوچکی  که از همه روستاهای آن و حتی شهر نوشهر در روز عاشورا از چالوس به نوشهر ختم خواهد شد و بساط‌‌شان برچیده خواهد شد.

By: بهروز شمس‌پور

یک نظر در “اولین تظاهرات چالوس

  1. اسکندرمیردار گفت:

    از کوچه کنار غربی بیمارستان چالوس به خیابان اصلی کنار دکه روزنامه فروشی فعلی رسیدم صف دانش آموزی شما را دیدم شوقی عجیب در خودم احساس کردم این یکی از اصیلترین و زیباترین تجلی حضور پر شور جوانان انقلابی بود که چالوس را در آغوش انقلاب کشاند و بهروزجان ترا در میان این شور انقلابی چه مصمم در خاطرم بیاد دارم
    انه دارواش هدامه شه گلاره ……..داره چله چو بورده مه قواره
    اساکه بورده شیر دکفه مه پلاره ……خبر بیاردنه ورگ بزو مه گلاره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فيسبوک اینستاگرام تلگرام