ایلت سرزمین موروثی ایرج پیشدادی
مقاله ای که در این پست میخوانید فرضیه ایست بسیار خواندنی و قابل تامل که توسط دوست عزیز و بزرگوارمان آقای اسکندر میردار تهیه و تقدیم شما خوانندگان محترم گردید.
ایلت این زیبای خفته در حجاب مه درمنتهی الیه جنوبغربی مرزن آباد چالوس را هرچندگاهی الهه گستاخ مهر با درخشندگی تیغ افشاگرش عریان می سازد تا چشمان مشتاق را در دلبریش مفتون سازد لیکن غبار رازآلودش را هیچ دستی تابحال از رخساره نزدوده است.
هرچند اراده ای در حد بضاعت فرزندان عاشقش بارها به جنگ این دیو گمنامی رفته اند وسوسویی از پیشینه اش راجلا داده اند.
بحق شادروان استاد علی اصغر اسفندیاری پیشگام این میدان بود و اظهارات گرانقدرش در اثار دیگران پشتوانه سترگی است.
این حقیر نیز از اواخر دهه پنجاه که شور جوانی و شوق دانشجویی وشیفتگی این دیار را در سر داشته واین یکی را همچنان.
واژه (ییر) و پرکندگی آن در محدوده جغرافیایی کوهستان غرب نظرم را جلب کرد و درادامه بررسی هایم متوجه اشتراک این واژه دراسامی آبادی های این منطقه شده و برمصداق این (پیرگته) عشق پیری چون رسد سر به رسوایی زند ماحصل را در پایان نامه ام بنام (مازندرانی سرود ، زخمه ای بر زخم بود) به صورت پانویس آورده ام و اینک نیز به مصداق این (پیرگته) که ازمادران دیارمان درگوش داریم (گوش عزیزگوشواره عزیزتر) آن رابرای دهکده مجازی ایلت تنظیم نموده تا با پای دل گام بر استان مام وطن نهم.
لذا آنچه در ذیل آمده برداشتی واژه کاوانه از اسامی مکانهایی میباشد که چندان سنخیتی با شرایط کنونی ندارند یقینا بررسی های علمی بویژه کاوشهای میدانی در تدقیق ویا تنسیخ موضوع انکارناپذیر است.
تراس طبیعی که در منتهاالیه جنوبغربی کوهستان غرب واقع شده امروزه شامل دو روستای ایلت و دلیر است و به احتمال زیاد پیشینه واحدی دارد و وجود دو دره ولیر و دریر موید آنست وگمان میرود که برای محدوده باستانی فوق مرکزیت داشته وکاملا با در نظر گرفتن غنا وگستردکی مواهب زندگی ودلایل دیگر که مجال بیان در این مقال نیست موجه جلوه میدهد لذا نام خویش را در اسامی منطقه فوق پراکنده است نکته قابل تامل اینکه دهانه ورودی شمالی آن بنام توییر و انتهای جنوبی انگیران نام گرفته است وکوتیر -فشکیر-ناتیرومیچیر که همگی شناسه پسوند (ییر) را با خود دارند گویای منطقه واحدی بلحاظ ساختار بوده است و کوهی بنام کوهیر را نیز در میان دارند هرچند امروزه متداول نیست اما گاوسرایی به این نام برفراز آن شاید بیدلیل نباشد
درفرایند نظریه فوق ایلت از دو واژه- ییر- و-لَت – تشکیل شده که اولی نام باستانی آن و دومی مطابق کاربرد مصطلح در گویش طبری آنگاه که بر سر مکانی قرار میگیرد مفهوم جایی تخت و تراس گونه را میرساند که کاملا با توپوگرافی منطقه همخوانی دارد.
ساکنان فعلی که چند قرن اخیر به منطقه کوچیدند این تراس را به دو روستا تقسیم نموده که ساکنان بخش غربی نام دره وسط تراس را بر خود گذاشته که مرز هم منظور شد وساکنان شرقی به لحاظ اینکه از بالا چونان تختی بچشم میامد ایرلَت نامیده که براثر کثرت استعمال حرف (ر) حذف و ایلت متداول شد.
اگر این ادعا را بپذیریم آنگاه میتوان بربال خیال نشست وبا کنکاش در شاهنامه تا دوران رویایی پیشدادیان پرواز نمود هرچند باوری مشکل اما قابل تامل دارد بیاد داشته باشیم که شلیمان باستانشاس اروپایی به رغم همه طعنه ها شهر تروا را حتی در جایی غیر از نظر مورد تایید کارشناسان از افسانه به تاریخ تبدیل کرد یکی از شگفتیها اینکه در تاریخ نوشتاری دردسترس طبرستان و رویان رد پایی ازاین محدوده مهم که در گذرگاه دیلم باستان و اقتدار طولانی اسماعیلیه و مواهب سرشار زندگی بوده تحت عناوین فعلی نشانی نیست تنها در تاریخ ابن اسفندیار که آبادیهای طبرستان را در جلگه و کوه نام میبرد نام ایلت در بخش غربی وکوهستانی آمده که یقینا اشاره به همین منطقه دارد اما احتمال الحاق آن در دوران اخیر میرود چون هیچ اشاره ای در متون ندارد و یا شاید در بخش های مفقود شده این تاریخ از آن یاد شده باشد.
آیا (ییر) سرزمین موروثی ایرج شاه پیشدادی شاهنامه است وحرف (ج) براساس قواعد گویش طبری پسوند نسبیت است مانند یوشج- التج – ناترج و…
شاهنامه گنجینه کرانبهایی است که متاسفانه بدلیل عدم سرمایه گذاری مادی و معنوی و همچنین اراده ملی در محاق افسانه باقی مانده وابعاد علمی وتاریخی آن مورد اقبال واقع نشده است که جای گله فراوان است.
شاهنامه در داستان ضحاک که احتمالا حمله ایلامی ها و یا آشوری ها به پایتخت باستانی ایرانیان یعنی شهر ری است ماجرای گریختن فرانک مادر فریدون را با نوزادش به سرزمینی که درالبرز واقع شده و جزء ایران نیست اما آیینی یزدانی داشتند نام برده که فرانک فرزند مهم و خردسالش را در پناه گاوسرایی بدور از چشم جاسوسان وبدخواهان بزرگ میکند دیدگاههای مختلفی در خصوص مکان آن وجود دارد در تاریخ طبرستان روستایی بنام (ورک) در رویان را گمان میبرد اما در میانه راه قدیمی ایلت دره ای مشجر که آسمان درآنجا ناپیداست بنام آفرین وجود دارد که دلیل نامگذاری آن را اهالی بدرستی ندانسته وبرخی که حق پاسخگویی برای خود قایل بودند ادعا میکردند این آفرین برای چشمه ایست که در آن جاریست اینکه کلمه آفرین چقدر در محاورات بومی کار برد داشته جای تردید است آیا میتوان گمان برد که آفرین همان آفریدون اساطیری است ادعای سخت باور وقابل تامل و یا بقول مرعشی نویسنده تاریخ طبرستان الله و اعلم
فریدون در زمان پیری قلمروش را بین سه فرزندش تقسیم میکند و بهترین آنرا که مورد حسد برادرانش بود به ایرج میدهد این ملک بنا به اعتراض برادران دارای چشمه سارها و مراتع سرسبز و خرم بوده اگر فریدون جایگاه اولیه اش (ییر) بوده آیا با توجه به اینکه آنرا به جانشین خود داده نامش را (ییر) و پسرش را ایرج نامیده است ادعایی دیر هضم اما قابل تامل.
درابتدای راه ایلت دژها واستحکامات بسیاری قراردارند که کمی غیرمنتظره است آیا منوچهر فرزند ایرج که از افراسیاب شکست خورده ودنیا برایش تنگ میگردد جهت تجدید قوا به سرزمین موروثی پدر پناه آورده تا تجدید قوا نماید و روستای میچر یادگار آندوران است ومیچر مینه چهر(اسم باستانی منوچهر) بوده که بدینگونه تلخیص گردیده والله و ….
اثبات ادعاهای فوق ارادهای همه جانبه و پشتوانه ای قوی را میطلبد لذا تا آنزمان نا معلوم تلاشی نجات بخشانه واورژانسی لازم است تا با جمع آوری و طبقه بندی کلیه واژه های مکانی منطقه که در حال فراموشی است شاه کلید پژوهش های بعدی را دراختیار پژوهندگان فردا قراردهیم این بعهده همه ماست.
درپایان از همه بازدید کنندگان ملتمسانه درخواست میکنم تا با به چالش کشیدن این نظریه موجبات جلا یافتن حقایق درپس ابرهای تعصب وغرور بیجا را مهیا گردانند.
همچنین از اقای اسماعیل منصوری که با پیگیری بی امانش این تنبل را برای نگارش مطالب فوق برانگیخته سپاسگزارم .
۲ نظر در “ایلت سرزمین موروثی ایرج پیشدادی”
اسماعیل جان ، مشد اسکندر جان سلام
خسته نباشید . مطلب بسیار خوبی انتخاب کردی . در ضمن روستایی در ساری به نام وَرَکی است که روستای مهندس مهدوی است و آنها هم چنین ادعاهایی دارند.
من هم دل نوشتههایی در وبلاکهای ناتر مخصوصاً ” ناتر بهشت کوهستان” میدهم . لطفاً اگر قابل دونستید نظر دهید.
در ضمن اسماعیل جان نظر دادن در سایت شما با توجه به خواستن ایمیل کمی سخت است . اگر مانند وبلاکهای ناتر رمزی بدهید تا وارد کنیم فکر میکنم نظرات بیشتری را مشاهده کنید. ببخشید.
باسپاس فراوان از شما . استدلال بسیار زیبا و قابل تأملی در این مقاله دارید که قابل ستایش است.
اینکه بجای استفاده از شیوه توصیفی در نگارش این مقاله از روش تحلیلی استفاده نموده اید می تواند برای پژوهشگران در تحریر مقالات مشابه الگویی عملی باشد که جای بسی قدردانی ا ست . چشم به راه دیگر مقالات پر بارتان هستیم