این مرد با این چهره مصمم در بلندای کوهستان به چه می اندیشید
دستهها
- آیین سنتی
- آیین دینی
- اخبار سایت
- اشعار و دوبیتی های محلی مازندرانی
- ایلت سرزمین موروثی ایرج پیشدادی
- جاذبه های طبیعی
- حدود جغرافیایی الیت
- داستانهای طنز مخ…تار
- دستهبندی نشده
- دل نوشته ها
- سرگرمی ها و ورزش های محلی
- شهدای منطقه کوهستان
- ضرب المثل های مازندرانی
- عکسهای خاطره انگیز
- گیاهان دارویی
- مقالات علمی
- مناسبتهای ملی
- موسیقی محلی
- نکته های پند آموز و خواندنی
- واژه های محلی مازندرانی
۶ نظر در “بدون شرح”
سلام-احسنت-بعضی از عکسها ازجمله این عکس حرفها برای گفتن دارند با دیدنش نا خود آگاه اشک از چشمانم سرازیر شد کاش نام عکاس را هم می نوشتید.این صحنه را من بسیار دیده ام غروب ها که برای ورزش به گردگلک می رفتم .در انتهای نگاهش انتظار بخوبی پیداست. در فرصتی که پیش آمده و بظاهر منتظر رسیدن گوساله هایش می باشد دمی استراحت نموده و به عمر طی شده -به فرزند گم شده -به قنبرلا که زمانی به چالاکی برای صید ماهی می رفت و… می اندیشد.خدایش بیامرزد.
با سلام:
به نظر بنده به دوران جوانی خود می اندیشد
(جوانی نیَنه یَکبار دیگر ، جوانی هم بَهاری بود و بُگذشت
سه برار بنیشم باد بخورم باد جوونی بو آرده ای دادو بیداد……
باسلام -روحش شاد-بی شک بسیاری از اهالی محل الیت از قصه زندگی مرحوم دایی مشهدی اسدالله باخبر بودند………همه آنهامیدانند که اودرچه فکری بود…………….
اسماعیل جان سلام
همه چیز فراموش وونه جزء جوونی. جوونی هوای دله گم وونه، خاکِ بِن دفن نوونه. این عامو هم جانِبرار شه جوونی دِمال گردنه.
یعقوب ترین چشم جهان قسمت ما شد
چون یوسف گمگشته ما هیچ نیامد
یادش گرامی باد با آن شوخیهای خاص و استفاده از لغات ترکی و نوای نیشان که غم عجیبی داشت.روحش شاد
روهش شاد یادش گرامی
چنه بنیشم من محله دیاری چنه بکشم من ته انتظاری
لب دریا بوارم من تا لشکرک از پلو بوارم من تا سیجارک
مه جان جون چی بو مه عزیز جون چی بو