ADD ANYTHING HERE OR JUST REMOVE IT…

تماس با ما

۷

شهریور

مرحوم مشهدی اسداله توپاابراهیمی

این مرد با این چهره مصمم در بلندای  کوهستان به چه می اندیشید

۶ نظر در “بدون شرح

  1. ستار تو پا اسفندیاری گفت:

    سلام-احسنت-بعضی از عکسها ازجمله این عکس حرفها برای گفتن دارند با دیدنش نا خود آگاه اشک از چشمانم سرازیر شد کاش نام عکاس را هم می نوشتید.این صحنه را من بسیار دیده ام غروب ها که برای ورزش به گردگلک می رفتم .در انتهای نگاهش انتظار بخوبی پیداست. در فرصتی که پیش آمده و بظاهر منتظر رسیدن گوساله هایش می باشد دمی استراحت نموده و به عمر طی شده -به فرزند گم شده -به قنبرلا که زمانی به چالاکی برای صید ماهی می رفت و… می اندیشد.خدایش بیامرزد.

  2. با سلام:

    به نظر بنده به دوران جوانی خود می اندیشد

    (جوانی نیَنه یَکبار دیگر ، جوانی هم بَهاری بود و بُگذشت

    سه برار بنیشم باد بخورم باد جوونی بو آرده ای دادو بیداد……

  3. قربان توپااسفندیاری گفت:

    باسلام -روحش شاد-بی شک بسیاری از اهالی محل الیت از قصه زندگی مرحوم دایی مشهدی اسدالله باخبر بودند………همه آنهامیدانند که اودرچه فکری بود…………….

  4. بهروز شمس پور گفت:

    اسماعیل جان سلام
    همه چیز فراموش وونه جزء جوونی. جوونی هوای دله گم وونه، خاکِ بِن دفن نوونه. این عامو هم جان‌ِبرار شه جوونی دِمال گردنه.

  5. كيادليري از كرج گفت:

    یعقوب ترین چشم جهان قسمت ما شد
    چون یوسف گمگشته ما هیچ نیامد

    یادش گرامی باد با آن شوخیهای خاص و استفاده از لغات ترکی و نوای نیشان که غم عجیبی داشت.روحش شاد

  6. علی اصغر توپا اسفندیاری گفت:

    روهش شاد یادش گرامی
    چنه بنیشم من محله دیاری چنه بکشم من ته انتظاری
    لب دریا بوارم من تا لشکرک از پلو بوارم من تا سیجارک
    مه جان جون چی بو مه عزیز جون چی بو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فيسبوک اینستاگرام تلگرام