فقط برای خنده
مخ…تار و فامیل درجه یک
برادرِ مخ…تار با دیدن مخ…تار آغوش باز میکند ، خوش و بش و احوال پرسی با او ، سپس گلایه از او که چرا سَری به آنها نمیزند؟ مخ…تار در نهایت ارادت به برادرش و تعارفهای معمول و گناه را به گردن مشکلات امروزه گذاشتن گفت:
ای…ی! اَنّه مشکلات زیاده که آدِم نتونه ، به شه فامیلای درجه یک سَر بَزنه ، چه رسد به پیر و مار و برار و خواخِر و رفقون!
By: بهروز شمسپور