کربلا زبانحال صدیقه طاهره حضرت زهرا (س)
اشعار از عبدالوهاب – انصاری ( داراب فارس )
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
فاطمه آمد چه بدشت بلا
دید جدا راس حسین از قفا
گشت غمین گفت بشور و نوا
کرببلا راس حسینم کجاست
وای حسینم کجاست ( 2 )
کشته شمشیر و سنینم کجاست
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
__________________________
دید که صحرا شده از خون سیاه
کرد نظاره چه به افغان و آه
گفت کجایی تو حسین جان بیا
قوت زانو و بیانم کجاست
وای حسینم کجاست ( 2 )
کشته شمشیر و سننینم کجاست
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
__________________________
کرد خطابی بزمین بلا
ازچه بمهمان بنمودی جفا
رسم مروت نبود بیوفا
روح و روان دل و جانم کجاست
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
__________________________
کرد جدا شمر لعین چون سرش
از چه نمودند به خون پیکرش
گو که چه آمد به سرانورش
تشنه لب کرببلایم کجاست
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
_________________________
کرب و بلا زینب محزون کجاست
اهل و عیال شه دلخون کجاست
عابد بیمار پریشان کجاست
خیمه و خرگاه حسینم کجاست
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
__________________________
نیست سپاه و نه سپهدار او
هم نه علم هم نه علمدار او
رفت کجا خواهر غمخوار او
دست علمدار رشیدم کجاست
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
__________________________
کرب و بلا اصغر بی شیر کو
آنکه گلو شد هدف تیر کو
نخورده است او یقین سیر کو
مادر بی شیر صغیرم کجاست
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
_________________________
خون بدل (انصاری) از این ماجرا
نالد و گرید همه صبح و مسا
بهر حسین زاده شیر خدا
گرید و گوید که حسینم کجاست
وای حسینم کجاست ، وای حسینم کجاست
__________________________ یا حسین
By: رحمان توپا حیدری
۳ نظر در “مرثیه کربلا و زبان حال حضرت زهرا (ع)”
الف قامت “ارباب” که بر میداری
این “رباب” است که میماند و تنهایی او
ممنون از آقا رحمان به خاطر زبانحال و مرثیه خوبی که زحمتش را کشیدند.
سلام اسماعیل جان
فکر کنم شعر بالا بیت اولش این باشه
(فاطمه آمد چو بدشت بلا)